تبليغاتX
تماشاخانه‌ی ذهن - 27 سال تجاوز

تماشاخانه‌ی ذهن

 

باز هم مسئله‌ی کهنه‌ و بحث برانگیز حجاب. استدلال‌های مسخره‌ی عده‌ای مرتجع و توجیحات مسخره‌تر گروهی روشنفکرنما!

این روزها هر جا که بروی قدم به قدم لجنی پوشان ِ باتوم به دست را خواهی دید که سراپایت را ورانداز می کنند. از درهای ورودی دانشگاه که عبور می‌کنم ناخوداگاه قلبم می‌تپد و منتظر شنیدن صدایی هستم که کارت دانشجویی‌ بخواهد و یا به موها و مانتوی نه چندان بلندم ایراد بگیرد.

اخبار سراسری در دفاع از هجوم‌های اخیر و بگیر و ببند و پسرها و دخترها در خیابان می‌گوید : ( این برخوردها برای جمع آوری مردان و زنان خیابانی است که برای شهروندان ما ایجاد مزاحمت می‌کنند.)

دوستی می‌گوید: ( اگر فکر می‌کنی مشکل جامعه‌ی ما چادر و روسری‌ست برایت متاسفم.) و دوستی دیگر دلسوزانه اضافه می‌کند که:‌( این آشغال‌ها ارزش ندارند، نباید بگذاری به تو تذکر بدهند. کمی رعایت کن که بهانه ندهی دستشان.)

همیشه از این طرز فکر متنفر بودم. با همین تفکرات روشنفکرانه بود که به این‌جا رسیدیم!! به تمام حقوق شخصی‌مان تجاوز کرده‌اند. 27 سال است که دارند تجاوز می‌کنند و در تمام این مدت ما هر بار فکر کردیم که مشکلات بزرگتری داریم و چشم روی هم گذاشتیم تا هر غلطی که می‌خواهند بکنند. اول گفتند حجاب، گفتیم خوب یک روسری سر کردن که چیزی از ما کم نمی‌کند. بعد کم‌کم مقنعه آمد...گفتیم خوب لباس رسمی‌ست باید پذیرفت. پس از مدتی گفتند مقنعه‌ها کوتاه است و باید تا زیر سینه باشد...گفتیم خوب حالا 5 سانتی‌متر بلندتر کردن مقنعه که ما را نمی‌کشد. کم‌کم حجاب برتر را علم کردند...چادر برای کارمندان زن آموزش و پرورش و بانک‌ها و دانشگاه آزاد اجباری شد. ما هم بالاخره باید نان می‌خوردیم...نمی‌خواستیم اخراجمان کنند پس حجاب برتر را با اکراه پذیرفتیم. دیگر مدت‌ها بود که انتخاب را از یاد برده بودیم...هر چه بود اجبار بود و اجبار . هر قدمی که عقب می‌رفتیم جلوتر می‌آمدند. دیگر زنجیر پاره کرده بودند...ساعات کارمان را به بهانه‌ی رسیدن به کانون گرم خانواده کاهش دادند!!! (این‌جا دیگر بحث حجاب نبود. آن‌ها به مرزهای قدیمشان قانع نبودند.) هر چه اردو و کنسرت و تجمع دانشگاهی و سخرانی بود لغو کردند و دیگر مجوزی جز برای آن‌چه که در راستای اهداف خودشان بود، صادر نشد.

به خود می‌گویم که هستم؟؟ حقوقم چیست؟؟ از من و ما چه مانده؟ چرا عده‌ای این‌قدر ساده اندیش هستند که مسئله‌ی حجاب را تنها به جلو وعقب بودن روسری یا کوتاه و بلند بودن مانتو و رنگ رژ لب محدود می‌دانند؟ این‌ها همه ظاهر است و تنها یک معنی دارد: ( تو حق انتخاب نداری. ما تعیین می‌کنیم که چه پوششی مناسب توست چرا که تو صلاحیت لازم برای تشخیص را نداری.)

وقتی من در مسئله‌ای کاملن شخصی مثل انتخاب نوع پوشش آزاد نیستم دیگر وای به مسائل مملکتی. وقتی یک عده تحمل دیدن موی ما را ندارند و تنها به دلیل پیدا بودن مچ پایمان تهدید به شلاق می‌شویم دیگر وای به حالمان اگر پا را از حیطه‌ی مسائل صرف شخصی بیرون بگذاریم و وارد مسائل سیاسی و اجتماعی شویم.

 مسئله‌ی حجاب و آزادی تنها برای زنان نیست، تعجب می‌کنم که مردان به راحتی از کنار این قضیه  رد می‌شوند. این که می‌گویند اختلاط زن و مرد در ورزشگاه‌ها حرام است و از لحاظ شرع مشکل دارد یا این که  حجاب برای در امان ماندن زن از نگاه نا‌محرم است توهین به مرد است. یعنی مردان ما تا این اندازه بی‌ارده و بدبخت هستند که با دیدن مو یا دست یک زن به فکر رختخواب بیافتند؟؟ حتی در صورتی که چنین باشد باز هم در بند کردن زنان به این بهانه احمقانه است. کسی که مشکل دارد باید درمان شود. نمی‌توان نیمی از جمعیت کشور را درون چاردیواری زندانی کرد که نیمه‌ی دیگر واجب‌الغسل نشوند.

نوشته شده توسط لادن

 

+ نوشته شده در جمعه 1385/02/08 توسط فیما نیک fima nick |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

زمانی خواهد رسید که هنرِ حکم‌رانی ناپدید خواهد شد. هنرِ تازه‌یی جایِ آن را خواهد گرفت، هنرِ مدیریت و پیش‌بردِ امور


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

●نظر سنجی: آیا به نظام جمهوری اسلامی ایران اعتقاد دارید؟
● آنارکو: نظم در جهان آنارشیستی (2)
● آنارکو: نظم در جهان آنارشیستی (1)
سازمان آزادی زن
شادی صدر
انجمن زنان زنده
پزشکی
آشپزی
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

فروردین 1387

خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385


آرشیو موضوعی

توضیحات
مقالات
روزانه
اقسام ایسم
باورهای خرافی
زن و خشونت
فمنیسم
کودکان فقر و فحشا
طنز
معلومات عمومی
شعر


پیوندها

سازمان پناهجویان نروژ
عروسکها میمیرند
ترانه ای در تاریکی
ع ص ی ا ن گ ر
گل . گلدان@ سکه
ریشه ها
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin


حکم اعدام را لغو کنيد. زندگي، مقدّس هست.
بنام آزادی اندیشه و عقاید ليست وبلاگهای به روز شده